تبلیغات
صبح سپید - داستان و سرگذشت حضرت عزیر (ع) در آیات قرآن 1

داستان و سرگذشت حضرت عزیر (ع) در آیات قرآن 1

نویسنده :صبح سپید
تاریخ:سه شنبه 10 مرداد 1391-12:48 ق.ظ

داستان و سرگذشت حضرت عزیر (ع) در آیات قرآن

 

 

 

 

" عزیر" در لغت عرب همان" عزرا" در لغت یهود است، و از آنجا که عرب به هنگامى که نام بیگانه اى را به کار مى برد معمولا در آن تغییرى ایجاد مى کند، مخصوصا گاه براى اظهار محبت آن را به صیغه" تصغیر" در مى آورد،" عزرا" را نیز تبدیل به" عزیر" کرده است، همانگونه که نام اصلى" عیسى" که" یسوع" است و" یحیى" که" یوحنا" است پس از نقل به زبان عربى دگرگون شده و به شکل" عیسى" و" یحیى" در آمده است در کتـاب هـای تـاریـخ، عـزیر (علیـه السلام) را از پیـامبـر زادگان الهی نام برده اند. برخی او را همان ارمیای نبی (ع) دانسته اند. به هر حال" عزیر" یا" عزرا" در تاریخ یهود موقعیت خاصى دارد تا آنجا که بعضى اساس ملیت و درخشش تاریخ این جمعیت را به او نسبت مى دهند و در واقع او خدمت بزرگى به این آئین کرد، زیرا به هنگامى که در واقعه " بخت النصر" پادشاه " بابل" وضع یهود به وسیله او به کلى درهم ریخته شد، شهرهاى آنها به دست سربازان " بخت النصر" افتاد و معبدشان ویران و کتاب آنها تورات سوزانده شد، مردانشان به قتل رسیدند و زنان و کودکانشان اسیر و به بابل انتقال یافتند، و حدود یک قرن در آنجا بودند. سپس هنگامى که" کورش" پادشاه ایران" بابل" را فتح کرد،" عزرا" که یکى از بزرگان یهود در آن روز بود نزد وى آمد و براى آنها شفاعت کرد، او موافقت کرد که یهود به شهرهایشان باز گردند و از نو" تورات" نوشته شود. در این هنگام او طبق آنچه در خاطرش از گفته هاى پیشینیان یهود باقى مانده بود" تورات" را از نو نوشت. به همین دلیل یهود او را یکى از نجات دهندگان و زنده کنندگان آئین خویش مى دانند و به همین جهت براى او فوق العاده احترام قائلند.
این موضوع سبب شد که گروهى از یهود لقب" ابن الله" (فرزند خدا) را براى او انتخاب کنند، هر چند از بعضى از روایات مانند روایت" احتجاج طبرسى" استفاده مى شود که آنها این لقب را به عنوان احترام به" عزیر" اطلاق مى کردند، ولى در همان روایت مى خوانیم: هنگامى که پیامبر ص از آنها پرسید:" شما اگر" عزیر" را به خاطر خدمات بزرگش احترام مى کنید و به این نام مى خوانید پس چرا این نام را بر موسى ع که بسیار بیش از" عزیر" به شما خدمت کرده است نمى گذارید؟ آنها از پاسخ فرو ماندند و جوابى براى این سؤال نداشتند.

 ولى هر چه بود این نامگذارى در اذهان گروهى از صورت احترام بالاتر رفته بود و آن چنان که روش عوام است آن را طبعا بر مفهوم حقیقى حمل مى کردند و او را به راستى فرزند خدا مى پنداشتند، زیرا هم آنها را از در بدرى و آوارگى نجات داده بود، و هم به وسیله بازنویسى تورات به آئینشان سر و سامانى بخشید. البته همه آنها چنین عقیده اى را نداشته اند، ولى از قرآن استفاده مى شود که این طرز فکر در میان گروهى از آنها که مخصوصا در عصر پیامبر ص مى زیسته اند وجود داشت به دلیل اینکه در هیچ تاریخى نقل نشده که آنها با شنیدن آیه فوق این نسبت را انکار و یا سر و صدا به راه انداخته باشند و اگر چنین بود حتما واکنش از خود نشان مى دادند.

ادامه متن در ادامه مطلب

خداوند در سوره توبه می فرماید: «و قالت الیهود عزیر ابن الله و قالت النصرى المسیح ابن الله ذالک قولهم بأفواههم یضاهون قول الذین کفروا من قبل قتلهم الله أنى یؤفکون» ترجمه: و یهود گفتند: عزیر پسر خداست، و نصارا گفتند: مسیح پسر خداست. این سخن [باطلى ] است که بر زبان مى آورند و به گفتار کسانى که پیش از این کافر شدند شباهت دارد. خدا بکشدشان، به کجا منحرف مى شوند؟(بقره، 30). علامه طباطبایی در تفسیر این آیه می فرماید: کلمه" عزیر" نام همان شخصى است که یهود او را به زبان عبرى خود" عزرا" مى خوانند، و در نقل از عبرى به عربى این تغییر را پذیرفته است، هم چنان که نام" یسوع" وقتى از عبرى به عربى وارد شده به صورت کلمه" عیسى" درآمده، و بطورى که مى گویند کلمه" یوحنا" ى عبرى در عربى" یحیى" شده است. و این عزرا همان کسى است که دین یهود را تجدید نمود، و تورات را بعد از آنکه در واقعه بخت النصر پادشاه بابل و تسخیر بلاد یهود و ویران نمودن معبد و سوزاندن کتابهاى ایشان بکلى از بین رفت دوباره آن را به صورت کتابى برشته تحریر درآورد. بخت النصر مردان یهود را از دم تیغ گذرانید و زنان و کودکان و مشتى از ضعفاى ایشان را با خود به بابل برد و نزدیک یک قرن در بابل بماندند، تا آنکه بابل به دست کورش کبیر پادشاه ایران فتح شد و عزرا نزد وى رفته و براى یهودیان تبعیدى شفاعت نمود.
و چون عزرا در نظر کورش صاحب احترام بود، تقاضا و شفاعتش پذیرفته شد و کورش اجازه داد که یهود به بلاد خود باز گردند و توراتشان از نو نوشته شود. و با اینکه نسخه هاى تورات بکلى از بین رفته بود عزرا در حدود سنه 457 قبل از میلاد مسیح مجموعه اى نگارش داد و بنام تورات در میان یهود منتشر نمود. صرفنظر از اینکه همین مجموعه هم در زمان" انتیوکس" پادشاه سوریه و فاتح بلاد یهود، یعنى در حدود سنه 161 قبل از میلاد باز بکلى از بین رفت، حتى مامورین وى تمامى خانه ها و پستوها را گشته، و نسخه هاى مجموعه عزرا را یافته و سوزاندند و بطورى که در تاریخ ضبط شده در منزل هر کس مى دیدند صاحب آن را اعدام و یا جریمه مى کردند، الا اینکه یهود بهمان جهت که عزرا وسیله برگشت ایشان به فلسطین شد، او را تعظیم نموده و به همین منظور او را پسر خدا نامیدند. حال آیا این نامگذارى مانند نام گذارى مسیحیان هست که عیسى را پسر خدا نامیده اند و پرتوى از جوهر ربوبیت در او قائلند، و یا او را مشتق از خدا و یا خود خدا مى دانند، و یا اینکه از باب احترام او را پسر خدا نامیده اند، هم چنان که خود را دوستان و پسران خدا خوانده- و به نقل قرآن- گفته اند:" نحن أبناء الله و أحباؤه" براى ما معلوم نشده، و نمى توانیم هیچ یک از این دو احتمال را به ایشان نسبت بدهیم. چیزى که هست ظاهر سیاق آیه بعد از آیه مورد بحث که مى فرماید:" اتخذوا أحبارهم و رهبانهم أربابا من دون الله و المسیح ابن مریم" این است که مرادشان معناى دوم است.

بعضى از مفسرین گفته اند: عقیده به اینکه عزیر پسر خدا است کلام پاره اى از یهودیان معاصر رسول خدا (ص) بوده، و تمامى یهودیان چنین اعتقادى ندارند. و اگر قرآن آن را مانند گفتن اینکه:" إن الله فقیر و نحن أغنیاء" ترجمه: خدا فقیر است و ما توانگریم (سوره آل عمران آیه 181) و هم چنین گفتن اینکه:" ید الله مغلولة" ترجمه: دست خدا بسته است (سوره مائده آیه 64) به همه یهودیان نسبت داده، براى این بوده که بقیه یهودیان هم به این نسبت ها راضى بوده اند، مثلا هر چند گفتار آخرى، کلام بعضى از یهودیان مدینه و معاصر رسول خدا (ص) بوده، و لیکن سایر یهودیان با آن مخالفت نداشته اند، پس در حقیقت همه متفق الرأى بوده اند.
از آنچه گفتیم پاسخ این سؤال روشن مى شود که: امروز در میان یهود چنین عقیده اى وجود ندارد و هیچکس عزیر را پسر خدا نمى داند، با اینحال چرا قرآن چنین نسبتى را به آنها داده است؟ توضیح اینکه: لزومى ندارد همه یهود چنین اعتقادى را داشته باشند، همین قدر مسلم است که در عصر نزول آیات قرآن در میان یهود گروهى با این عقائد وجود داشته اند. به دلیل اینکه هیچگاه نسبت فوق را انکار نکردند و تنها طبق روایات آن را توجیه نمودند و نامگذارى عزیر را به" ابن الله" به عنوان یک احترام معرفى کردند که در برابر ایراد پیامبر که چرا این احترام را براى خود موسى قائل نیستید عاجز ماندند. و به هر حال هر گاه عقیده اى را به قومى نسبت مى دهند لزومى ندارد که همه آنها در آن متفق باشند بلکه همین مقدار که عده قابل ملاحظه اى چنین عقیده اى را داشته باشند کافى است.

منبع:http://www.tahoordanesh.com




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.




Admin Logo
themebox Logo