تبلیغات
صبح سپید - سلام بر حسین

سلام بر حسین

نویسنده :صبح سپید
تاریخ:یکشنبه 4 تیر 1391-12:42 ق.ظ

مرد شامی و امام حسین

 

کتاب داستان راستان

 


شخصی از اهل شام ، به قصد حج یا مقصد دیگر به مدینه آمد . چشمش افتاد به مردی كه در كناری نشسته بود . توجهش جلب شد . پرسید : " این مرد كیست ؟ " گفته شد : " حسین بن علی بن ابیطالب است " . سوابق‏
تبلیغاتی عجیبی كه در روحش رسوخ كرده بود ، موجب شد كه دیگ خشمش به جوش آید و قربة الی‏ الله آنچه می‏تواند سب و دشنام نثار حسین بن علی بنماید . همینكه هر چه‏ خواست گفت و عقده دل خود را گشود ، امام حسین بدون آنكه خشم بگیرد و اظهار ناراحتی كند ، نگاهی پر از مهر و عطوفت به او كرد ، و پس از آنكه‏ چند آیه از قرآن - مبنی بر حسن خلق و عفو و اغماض - قرائت كرد به او فرمود : " ما برای هر نوع خدمت و كمك به تو آماده ‏ایم " . آنگاه از او پرسید : " آیا از اهل شامی ؟ " جواب داد :
" آری " . فرمود : " من با این خلق و خوی سابقه دارم و سر چشمه آن را می‏دانم " .
پس از آن فرمود : " تو در شهر ما غریبی ، اگر احتیاجی داری حاضریم به‏ تو كمك دهیم ، حاضریم در خانه خود از تو پذیرایی كنیم . حاضریم تو را بپوشانیم ، حاضریم به تو پول بدهیم " .
مرد شامی كه منتظر بود با عكس العمل شدیدی برخورد كند ، و هرگز گمان‏ نمی‏كرد با یك همچو گذشت و اغماضی روبرو شود ، چنان منقلب شد كه گفت :
" آرزو داشتم در آن وقت زمین شكافته می‏شد و من به زمین فرو می‏رفتم ، و این چنین نشناخته و نسنجیده گستاخی نمی‏كردم . تا آن ساعت برای من ، در همه روی زمین كسی از حسین و پدرش مبغوضتر نبود ، و از آن ساعت بر عكس‏ ، كسی نزد من از او و پدرش محبوبتر نیست " .




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.




Admin Logo
themebox Logo